فهرست
نقش ارتباط در اولين جايگاه تربيت... 2
نقش ارتباط در اولین جایگاه تربیت... 2
نقش خانواده 2
سيستم چيست؟. 2
ارتباط سالم كدام است؟. 2
ارتباط كلامي.. 2
فضاي ارتباط.. 2
فضاي معنوي ارتباط.. 3
خوب گوش دادن. 3
خوب سخن گفتن (لحن و آهنگ گفتار) 3
نقش روانی و عاطفی کلمات... 3
ويژگي هاي ارتباط سالم زن و شوهر. 3
روش های ارتباط با کودکان و نوجوانان. 4
ارتباط با كودكان و نوجوانان. 4
قدم اول: شناخت سطح درك و ميزان فهم كودكان. 4
قدم دوم: شناخت سطح درك اخلاقي كودكان. 4
قدم سوم: شناخت مقوعيت فعلي و آمادگي رواني كودك.. 4
قدم چهارم: گوش دادن كامل به سخنان و اظهار نظر كودك.. 4
قدم پنجم: پذيرفتن كودك آنچنان كه هست نه آن چنان كه بايد باشد. 5
قدم ششم: احساس همدردي و همدلي.. 5
قدم هفتم: ارزندهسازي و برانگيختن عزت نفس... 5
مراحل شکل گیری گرایش ها و ارزش ها ی دینی درکودکان و نوجوانان. 7
تراز تربیت در گرایش و پذیرش ارزشهای دینی.. 7
چگونه زمينههاي تربيت و پذير آگاهانه فراهم مي شود. 7
دروني كردن ارزشهاي ديني.. 7
مواجه كردن كودك و نوجوان با نتايج منطقي رفتار. 8
مواجه كردن كودك و نوجوان با معما و سوال. 8
نقش ارتباط در اولین جایگاه تربیت
نقش خانواده
ارتباط صحيح بين پدر و مادر و روابط سالم آنان با كودكان، اولين و مهمترين زمينه رشد و پروش اخلاقي نونهالان است. بهترين ملاك و معياري كه بر اساس آن ميتوان تربيت و كيفيت پرورش اخلاقي كودكان را ارزيابي كرد، همان شبكة ارتباطي اعضاي خانواده با يك ديگر است. به همين اعتبار، خانواده را امروز به «سيستم ارتباطي» تعريف ميكنند.
سيستم چيست؟
مجموعة عناصر و يا افرادي كه با هم در جهت اهداف و منافع مشترك، ارتباطي متقابل داشته و در حقيقت يك هويت را ميسازند،به طوري كه اگر در اين سيستم اختلالي ايجا شود و يا براي يكي از عناصر و يا اعضاي آن مشكل پديد آيد به ساير عناصر و اعضاي سيستم سرايت ميكند. بنابراين، اساس تربيت سالم نونهالان جامعه، بستگي كامل به سلامتي خانواده دارد و سلامتي خانواده مستلزم ارتباط سالم بين اعضاي خانواده است.
ارتباط سالم كدام است؟
از ديدگاه اسلام، ارتباطي سالم است كه بر پايه تكريم شخصيت و عزت نفس و احترام متقابل افراد انساني استوار باشد.
ارتباط كلامي
واژهها درنقل و انتقال اطلاعات و ارتباط دو انسان از بار احساسي مهمي برخوردارند و از نظر عاطفي، كلمات تاثير فوق العادهاي در روحيه افراد انساني دارد.
بخش اعظم ارتباط انسانها از طريق گفت و شنود وهمين مكالمات عادي و روزمره صورت ميگيرد، از اين رو در ارتباط صحيح و سالم، بايد هم گوينده خوبي بود وهم شنونده خوبي. بايد توجه داشت كه چگونه بعضي از كلمات و واژهها در ايجاد و برقراري ارتباط سالم نقشي سازنده داشته و همواره در ايجاد صميميت و دوستي موثرند.
فضاي ارتباط
بايد توجه داشت كه پيش از ارتباط كلامي فضاي برخورد، يعني وضعيت ظاهري: نگاهها، وحالتهاي چهره، حركتها و ابروها در ارتباط سالم و مناسب صحيح انساني بسيار موثر است.
فضاي معنوي ارتباط
همواره به نيكوترين و جهي پاسخ ده، تا كسي كه ميان تو و او دشمني است، چون دوست مهربان تو گردد.
خوب گوش دادن
و (منافقين) مي گويند كه او (پيامبر) به سخن هر كس گوش مي دهد بگو: او براي شما شنونده خوبي است.
خوب سخن گفتن (لحن و آهنگ گفتار)
از نظر رواني و عاطفي لحن و آهنگ كلام در ارتباطات متقابل تاثير مطلوب و نامطلوب دارد. بدين سبب، قرآن براي ايجاد ارتباطي سازنده، لحن خوش و مناسب را در گفتار را توصيه ميكند.
بيشتر پرخاشگريها، افسردگيها، كمروييها، خودآزاريها، ديگر آزاريها، انزوا طلبيها، كم رغبتي به تحصيل، بيدقتي و بي علاقگي به درس و سرانجام افت تحصيلي كودكان، همه ناشي از اختلالهايي است كه در شبكة ارتباطي خانواده به وجود آمده است.
نقش روانی و عاطفی کلمات
ويژگي هاي ارتباط سالم زن و شوهر
1ـ بخشي از اوقات خود را در زندگي شبانهروزي، مخصوص ارتباط با خانواده خود قرار ميدهند.
2ـ در ارتباط متقابل خود با همسر، همواره احترام متقابل را حفظ ميكنند.
3ـ در ارتباط كلامي، با لحني محبتآميز و با نيتي خير خواهانه وراد ميشوند.
4ـ اشكالها و انتقادها را دور از حضور فرزندان بازگو و حل و فصل ميكنند.
5ـ انقتادها با رعايت احترام در حد ظرفيت طرف مقابل عنوان ميشود.
6ـ انتقاد با اظهار جنبههاي قوت وتكيه روي نقاط مثبت آغاز و زمان فرصت اصلاح به يك ديگر داده ميشود.
7ـ در ابراز احساسات،انتقادها و ارشادها، شخصيت و عزت نفس فرد، همواره حفظ ميشود.
8ـ طرفين ممكن است از اشتباههاي يكديگر اطلاع داشته باشند، ولي بزرگوارانه آنها را ناديده ميگيرند.
ارتباط با كودكان و نوجوانان
نخستين نياز رواني كودك، مهر و مبحت و دوست داشتن اوست. ارتباط ميان شما و او، بستگي كامل به ونحوه ابراز محبت شما دارد. توجه به خواستههاي او برخورد مودبانه و احترام با رفتارهاي كلامي و غير كلامي، همه اظهار محبت است.
احساس امنيت در كودك سبب ميگردد زمينه پيوند شما با او توسعه يابد و در اين رابطه، رفتار صحيح را نيز بياموزد.
راه مناسب آغاز دوستي با كودكان،كاهش انتقادها و توقعات وبه حداقل رساندين صحبتهاي منفي در مورد كارهاي آن هاست.
در مرحله اول براي برقراري ارتباط با كودكان، ما نيازمند شناخت آنان هستيم.
قدم اول: شناخت سطح درك و ميزان فهم كودكان
توجه دقيق به مراحل رشد، سطح تواناييهاي عقلي،ميزان اطلاعات و خزينه كلمات و معاني آنها، از وظايف اوليه شناخت و كار اوليا و مربيان در ارتباط با كودكان است.
قدم دوم: شناخت سطح درك اخلاقي كودكان
بايد دانست كودكي كه ما با وي ميخواهيم ارتباط برقرار كنيم از جهت عاطفي و اخلاقي در چه سطحي قرار دارد.
تا متناسب با همان مرحله با وي سخن بگوييم، نه اين كه او را با سخناني كه حتي معناي تحت اللفظي آن را نميداند، زير رگبار پند و اندرزهاي اخلاقي قرار دهيم.
قدم سوم: شناخت مقوعيت فعلي و آمادگي رواني كودك
شناخت موقعيت فعلي كودك كمك بزرگي در نحوه برقراي ارتباط با وي ميكند. مثلا، وقتي كودك در اوج هيجانات و احساسات شديد خود به سر ميبرد و باسرعت از كنار ما مي گذرد، گوش به حرف كسي نميدهد و به هيچ وجه حرفهاي ما را نميپذيرد؛ در اين حالت ما به سادگي نميتوانيم با وي ارتباط برقرار كنيم.
در اين موقعيت، زمان امر و نهي؛ زمان ارزيابي، قضاوت،انتقاد، راهنمايي و هدايت نميباشد و زمان درخواست و اظهار انتظارات و توقعات از وي نيست.
قدم چهارم: گوش دادن كامل به سخنان و اظهار نظر كودك
ما بايد هميشه شنونده خوبي براي كودكان باشيم. بايد آنان را متقاعد سازيم كه به گوش كردن اهميت ميدهيم.
قدم پنجم: پذيرفتن كودك آنچنان كه هست نه آن چنان كه بايد باشد
پذيرش احساسات كودك، چه منفي و چه مثبت به منزله تاييد احساسات وي نيست، بلكه زمينهاي به وجود مي آورد، براي آرام كردن و هدايت احساسات منفي وي در جهت مثبت.
در مقابل احساسات هيجان آميز كودك بايد خاموش بود، چرا كه هر سخني ممكن است او را به عصبانيت بيشتر بكشاند.
بعضي اوقات بايد سكوت كرد تا او همانند كسي كه جلو آيينه ايستاده است خودش را خوب ببيند.آن گاه وقتي آرامش يافت، رفتار خود را ارزيابي خواهد كرد. بايد احساسات كودكان را جدي بگيريم و آنها را انكار نكنيم.
قدم ششم: احساس همدردي و همدلي
احساس همدردي و همدلي با شروع كلماتي اطمينان بخش آغاز مي شود. در اين موقعيت، بايد خيلي با احتياط و حساب شده سخن گفت. احساس همدردي بايد با بيان و توصيف واقعي احساسات كودك، بدون ارزيابي و قضاوت صورت گيرد. به گونهاي كه او خودش را عينا در انعكاس گفتار ما، آن چنان كه هست،ببيند و حس بكند.
روش ازاد منشانه، زمینهاي براي جهت دهي به احساسات كودك
مسئوليت رفتار كودك را به عهده خودش بگذاريم، به او مجال دهيم كه در كارهاي خود تصميم بگيرد. فرصت تشخيص بدهيم كه بفهمد كدام راه مناسبتر است. تذكرهاي مكرر، تشويق وتنبيههاي آني و فراوان، فرصت تفكر، تامل وقدرت تصميم گيري را از كودك ميگيرد و سبب مي شود وي به صورت شرطي عمل كند، با فكر و سنجيده عمل نكند و در نتيجه خود را مسئول رفتار و كارهاي خويش احساس نكند.
جهت دهي مثبت به احساسات گرايشهاي كودك
براي نفوذ در كودك، بايد قادر باشيد، به روشي با او ارتباط برقرار كنيد كه احساسات، مقصودها و نيات شما را به سادگي بفهمد. زماني مناسب را براي گفتو گوي دوستان انتخاب كنيد، در وسط دعوا و مشاجره، اصرار به سخن گفتن نداشته باشد.
براي اين كه به كودكان كمك كنيم كه احساساتشان را در جهت مثبت گرايش دهند،بايد كاري كنيم تا عزت نفس خود را باز يابند و به«احساس ارزشمندي» برسند.
قدم هفتم: ارزندهسازي و برانگيختن عزت نفس
در ارزندهسازي بايد بدون ذكر اشتباهات به نقاط مثبت و قوت كودكان اشاره كرد. بايد به آنان تاكيد كرد كه شخصيتشان براي ما ارزشمند و دوست داشتني است، ولي رفتار و عمل آنان نامناسب بوده است و با صراحت علت آن را ذكر كنيم، بعد به آنان فرصت دهيم بينديشند.
بايد با محبت و در عين حال با صراحت احساسات خودرا با آنان در ميان بگذرايم و سعي كنيم قباحت و زشتی عملي را كه مرتكب شدهاند به آنان منتقل كنيم.
مهم در اين مرحله، ظرافت در نحوه انتقال اين احساس به كودك است.
ضربه به شخصيت و عزت نفس، علت اصلي بروز اختلالات رواني در كودكان
از ديدگاه قرآن، تربيتي سازنده است كه انسان متوجه ارزشهاي وجودي و كرامت نفس خود كند تا در حفظ عزت نفس خويش بكوشد.
تراز تربیت در گرایش و پذیرش ارزشهای دینی
تربيت ديني و پذيرش مقررات ديني در كودكان و نوجوانان در سه مرحله ممكن است شكل گيرد:
مرحله نخست: كودكان، پذیرش قوانين و مقررات ديني،ارزشها و ضد ارزشها و رفتارهاي خواسته شده از سوي والدين و مربيان را در ذهن خود، براساس پيامدهاي جسماني و آن را ارزيابي ميكنند.
در اين مرحله توجهي به معنا و ارزش اعتباري و اهميت اعتقادي معيارهاي ديني ندارد، بلكه از ديدگاه او حق و ناحق، براساس آثار و پيامدهاي مملوس جسماني ارزيابي مي شود.
مرحله دوم: پذيرش قوانين و مقرارت ديني را بر اساس انتظارات پدر، مادر،مربي، گروه و اجتماع انجام ميدهد. در واقع، توجه بيشتر به تاييد ديگران، يعني اقتدار گروه است نه قدرت بدني آنها .
مرحله سوم: تربيت ديني و پذيرش مقررات براساس انتخاب و اعتبارشان از ديدگاه فكري و رويكرد دروني، مورد قبول خود فرد است نه به سبب اقتدار مربي و يا گروه، كه از خارج تحميل شده باشد. اين نوع تربيت ديني و گرايش به پذيرش مقررات ديني، پايدارترين اصيلترين شكل تربيت و اطلاعت از مقررات ديني است.
چگونه زمينههاي تربيت و پذير آگاهانه فراهم مي شود.
زماني انسان به پذير آموزههاي ديني تن در مي دهد و آن را قلبا پذيرفته ودر زندگي رعايت ميكند كه دلايل و نتايجي را كه در پس اين دستورها و قوانين نفهفته است، بفهمد و درك نمايد.
اصولا مفاهيم ديني و ارزش هاي انساني بايد متناسب با مراحل رشد ذهني و درك و فهم كودك،از طريق كاربردهاي عملي در موقعيتهاي طبيعي زندگي در خانه مدرسه آموخته شود.
دروني كردن ارزشهاي ديني
آموزش آموزههاي ديني براي كودكان اگر صحيح انجام پذيرد تنها نصف كار انجام شده و نصف ديگر، شرايط و زمينه گرايش ودرك و كاربرد عملي آن است.
احترام به ارزش هاي ديني وهر گونه احكام و اصول اخلاقي مستلزم پيدايش روح انضباط و احساس مسئوليت است با درك اين كه تنها در سايه رعايت و عمل به آنهاست كه ميتوان، به ارزشمندي و احساس خوشايندي نائل آمد.
تشويق وارزش گذاري والدين در بحث هاي گروهي و خانوادگي و دادن مسئوليت به فرزندان و دانش آموزان در موقعيتهاي طبيعي عملي، عامل پرقدرتي براي احساس مسئوليت و كسب ارزشهاي اخلاقي و ديني و احساس شخصيت در آنان ميباشد.
معمولا والدين و مربيان ميكوشند تا نكات و مسائل اخلاقي و ديني را در فرصتي كوتاه با روش گفتاري مستقيم و با پندر و اندرز وبه صورت تذكرات مكرر ، به كودكان منتقل و با تحميل كنند، غافل از اين كه اين كودكان هستند كه خود بايد شخصا اين رفتار را دريافت كنند، دلايل و ضرورت آن را بپذيرند و با رغبت آن را در صحنه عمل به كار گيرند.
مواجه كردن كودك و نوجوان با نتايج منطقي رفتار
مثلا كسي كه به موقع از خواب بر نميخيزد، از مدرسهاش جا ميماند و كسي كه تكليفش را انجام نمي دهد، در مدرسه مجبور به پاسخگويي در برابر پيامدهاي حاصل از رفتار خويش است.
در كارها و اجراي دستورهاي ديني زمينه سازي كنيد و در كارها بگذاريد كودك خودش بياموزد، سعي نكنيد راه حل هاي دسته بندي شده خود را به او ديكته كنيد.
مواجه كردن كودك و نوجوان با نتايج منطقي رفتارش در صورتي موفقيت آميز خواهد بود كه شما از داشتن انگيزههاي پنهاني تسلط و كنترل خشونتآميز بر آنان خودداري نماييد، كارها و برخوردها را بر مبناي حسن ظن استوار نماييد و رفتاري كريمانه داشته باشدي.
مواجه كردن كودك و نوجوان با معما و سوال
طرح سوال و معما و عرضة شيوههاي مختلف در حين اجراي مقررات و قوانين، كه به صورت طبيعي در بحث هاي گروهی با ايجاد بحران پيش مي آيد، زمينههايي فراهم مي سازد كه كودك و نوجوان به تفكر و انديشه واداشته شود،زيرا پيدا كردن دليل براي اثبات رفتار خود، در واقع وسيلهاي براي اثبات شخصيت خويش است و اگر مربي بحث را صحيح رهبري نمايد، هر يك از دانش اموزان به احساس ارزشمندي و تحقيق خويشتن ميرسند.
براي اين كه ارزشهاي اخلاقي و ديني منجر به به تحول رفتار در كودكان بشود، هيچ موقعيتي موثرتر وكارسازتر از فراهم نمودن جلسة ديني و فضاي معنوي و دوستي و ايجاد تكريم به شخصيت نيست، و در جلسات و اردوها و مرسامها هست كه همسالان و اعضاي گروه در مورد يك ديگر احساس مثبت دو جانبه پيدا كرده و به عزت نفس واحياي شخصيت انسانی آنان منجر خواهد شد.
کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر ...
ما را در سایت کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر دنبال میکنید
برچسب: تربیت,برتر, نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:04