در همين جا مناسب است كه به يك سؤال ديگر توجه بشود چرا ما مسائل تربيت را اصل قرار داده ايم و ساير مسائل را فراموش كرده ايم؟
اين درست است كه فلسفه مادر عرفان و علم است؛ ولي تربيت، مادر فلسفه است؛ كه منطق فلسفه در منطق صوري خلاصه نمي شود و روش شناخت بر شناخت مقدم است و در اين روش به مواد فكر و شكل فكر و شرايط فكر بايد توجه داشت.
شناخت وجود عام، در ذهن انسان شكل مي گيرد و تجريد و تعميم مي يابد، ولي شناخت انسان و شناخت بلاواسطه ي انسان از وجود خودش و از جهان بيرون و از وجود مطلق، و زاياندن اين شناخت ها مربي مي خواهد و روش مي خواهد. و اين روش را در مبحث تربيت بايد ارزيابي كرد.
تربيت در اجراء و عمل بر فلسفه و عرفان و علم مقدم است، ولي خود به حكم اين كه روش است بر اين همه تقدم دارد و بنياد و اصل آنهاست. و همين است كه انبياء پيش از آن كه از فلسفه و عرفان و هنر و علم حرف بزنند، همين روش را به كار گرفته اند و از ادراكات حضوري انسان، قدر انسان و استمرار انسان و تركيب انسان را به دست او داده اند.
و همين نكته باعث شده كه ما تربيت را اصل بينش ديني و بينش ديني را اصل فلسفه و عرفان و علم معرفي كنيم كه دين آمده تا به عقل و قلب و تجربه ي انسان بدهد و بياموزد و نيامده كه از اينها عصا و ردا و دستار بگيرد.
در واقع بينش ديني در كار ساختن انساني است كه مي تواند موضوع علم وعرفان و فلسفه و هنر باشد.
و تفاوت عبوديت و عبادت را در نوشته هاي ديگر اشاره كرده ام كه عبوديت به سه اصل نيّت و سنت و اهميت وابسته است و چه بسا من مشغول عبادت باشم ولي عبوديت نداشته باشم كه مهم ترين كار را در نظر نگرفته ام. صراط مستقيم و نزديك ترين راه تا رشد انسان عبوديت است.
کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر ...
ما را در سایت کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 22:48