2
عمده ترین فعالیت انسان های وارسته پس از اصلاح خود، اصلاح جامعه است و در این راه از هیچ زحمتی فروگذار نمی کنند و تا مرز شهادت پیش می روند.
حیات و پیشرفت اجتماعی فقط با دست کفایت کسانی تامین می گردد که فطرت جمعی آنان به خوبی پرورش یافته باشد.
آیا تربیت فقط پرورش بدن است؟
بعضی براین پندار هستند که تربیت فقط فربه کردن بدن و برآوردن بیشترین نیاز آن است و لذا کلیة سعی و تلاش خود را برای پرورش بدن و تامین نیازهای مادی فرزندان خود مصروف می دارند و از نیازهای معنوی آنان یا غافل هستند یا آن ها را در درجه دوم قرار می دهند.در یک کلام فرزندشان را دنیاگرا بار می آورند.
اصلی ترین موضوع تربیت
بدون شک محور تربیت رشد ابعاد معنوی و روحانی است نه بعد جسمانی. آدمی فقط برای خوردن آفریده نشده است بلکه برای پرستش خداوند خلق شده است.
تن پروری و بردگی فکری
پدران و مادرانی که فرزندان خود را در ناز و نعمت غوطه ور می سازند، آن ها را به دو صورت بردة وسایل زندگی می کند و آزادی آنان را- که جوهر انسانیت است- به تباهی می کشانند.
اول به شکل ایده آل جویی: به آنان وانمود می کنند که هدف زندگی فقط بهره برداری زودگذر آن است و زیستن فقط برای خوردن است. دومین شکل بردگی: اگر فرزندان خود را به تجملات زندگی عادت دهیم، این نوع زندگی به صورت عادت مزمن در می آید و او را به خود وابسته می کند، آزادی فکری و معنوی را از او می گیرد و نمی تواند به اطلاح معنوی خود و دیگران بپردازد.
تن پروری و بی دردی
هدف تربیت دینی پرورش انسان دردمند است؛ زندگی اشرافی علاوه بر مضراتی که قبلا بیان شد، کودکان و نوجوانان را سودجو و فرصت طلب بار می آورد.
آیا تربیت فقط سازگار کردن است؟
بعضی پدران و مادران و حتی برخی نظریه پردازان، تعلیم و تربیت را سازگار کردن کودک با محیط اجتماعی و فرهنگی می دانند؛ می گویند: «تربیت، رام کردن و اهلی کردن است.» بعضی می گویند: «تربیت، پیروی بی چون و چرای کودکان از بزرگسالان است.» عدة دیگری می گویند: «تربیت، هنجار پذیر کردن است.»
سازگاری چیست؟
مطابق با این روش بایدفرزندان بدون آگاهی با محیط اجتماعی سازگار گردند و تسلط بزرگسالان را پذیرا گردند، هرچند بزرگسالان بر خلاف ارزش ها قدم گذارند!
آیا تربیت سازگاری کورکورانه است؟
در تربیت اصولی، سازگاری آگاهانه مطرح است نه سازگاری انفعالی و ناآگاهانه، زیرا هدف تربیت قطع وابستگی های دورة کودکی و رساندن فرد به آزادی و انتخاب و استقلال فکری است.
دین و سازگاری باحق
در تربیت دینی هدف، رسیدن به حق و مواظبت از آن می باشد نه سازگاری با هر نوع فرهنگ اجتماعی.
آیا تربیت عادت دادن است؟
عادت چیست؟
عادت عبارت است از هر نوع رفتار یا خصلت ریشه داری که اراده، انتخاب و آگاهی در آن ضعیف گردد بطوری که رفتار بدون آگاهی کامل شکل گیرد.
آیا تربیت فن برهم زدن عادت است؟
مربیان قدیم فرآیند عادت را از اساسی ترین عوامل تربیت می دانستند از نظر آنان تربیت زمانی به هدف خود می رسد که خصلت های اخلاقی و هنری... در روان و رفتار کودک به شکل عادت درآمده باشد. آنان تاکید می کردند که: «تربیت چیزی جز فن تشکیل عادت نیست و در تعریف اخلاق می گفتند: اخلاق ملکة نفسانی است که بر اثر آن رفتار با سهولت و بدون نیاز به تفکر پدید آید» مکتب رفتارگرا در روانشناسی جدید نیز عادت را از ابزارهای تربیت می داند و می گوید: «کلیة رفتار آدمی بر اثر یادگیری شرطی تفسیر می گردد و تغییر رفتار نیز بر همین اساس شکل می گیرد.
در برابر این نظریه اکثر دانشمندان علم تربیت فرآیند عادت را ضد تربیت می دانند و می گویند: «تربیت، فن برهم زدن عادت است».
کانت، روسو و جان دیوی از طرفداران نظریة افلاطون می باشند و عادت را ضد تربیت می دانند.
عادت انفعالی ضد تربیت است
بدون تردید عادت انفعالی زمینه آگاهی و آزادی و انتخاب کودکان و جوانان را محدود می کند و بستر وابستگی آن ها را به پدیده های داخلی و خارجی افزایش می دهد.
بخش دوم: نقد روش های غلط تربیتی
آیا تربیت شتاب بردار است؟
شتابزدگی چیست؟
انجام هرکار مفید و سازنده نیاز به وجود شرایط طبیعی زمانی و مکانی دارد. اگر قبل از فراهم شدن آن شرایط دست به کاری بزنیم، شتابزده عمل کرده ایم.
هویت واقعی تربیت
برخلاف پندار گذشتگان- که تربیت را تراکم اطلاعات می دانستند- تربیت یک امر تکوینی، فطری و تدریجی است که آهنگ و سرعت طبیعی خود را دارد. تکوینی است یعنی صرفاً بیرونی نیست بلکه وجود کودک و چگونگی استعداد او نقش اساسی در تربیت دارد. فطری است یعنی فعالیت های تربیتی نه بر مبنای خواست والدین و مربیان که بر اساس گرایش های فطری متربی باید شکل گیرد. روشن است که هم طبیعت و هم فطرت به شکل آرام و مستمر به کمال می رسد.
میزان تعادل در تربیت
شتاب و تاخیر در تربیت زیانبار است و بهترین شیوه، تعادل و میانه روی است.
تعادل باید بر معیارهای ذیل تنظیم گردد:
1- تفاوت های فردی
2- تجربیات قبلی
3- انگیزه های درونی
4- امکانات آموزشی
رشد جسمی و تربیتی پذیری
یکی از پیش شرط های تربیت پذیری، رسیدن کودک به رشد جسمی و روانی است. تحمیل آموزش های رسمی قبل از رسیدن به شش سالگی به روح و روان کودک صدمه می زند و زمینة نفرت و دلزدگی او را فراهم می آورد. اما منظور از توانایی روانی این است که کودکان از جهت تجربة مفاهیم و واژه ها غنی گردند.
توسعه روانی و تربیت پذیری
تربیت یک طرح پیش ساخته نیست که هرچه سریع تر آن را وارد ذهن کودک کنیم، بلکه تربیت یک امر درونی است که مربی باید در دل کودک، زمینة رفتار ارزشمند را فراهم کند.
عواقب شتاب در تربیت
1- عدم درونی سازی
2- عدم امکان باروری
3- عدم توسعة فکری
کودک آزاری
کودک آزاری چیست؟
هر نوع رفتار غیر منطقی که منشأ اذیت و رنجش کودکان گردد، کودک آزاری است.
کودک آزاری به دو گونه جسمی و روانی قابل تفکیک است و آزار روانی زیانبارتر از آزار جسمی است.
کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر ...
ما را در سایت کانون بسیج فرهنگیان شهید همت شاهین شهر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 22:48